خرید بک لینک
تمرکز از دیروز به هم ریخته است... نمیدانم، کتابی را که جاوید فرستاده است را بخوانم یا لیست کورس ها را آماده کنم و یا حتی به فکر نمونه ISP باشم. اینکه قرار است Lab assistant هم باشم خودش یک دنیای دیگری است... حالا نمیدانم حتی این کتاب How to get a PhD را برای چه باید بخوانم... میتینگ ها هم که خود ماجراهایی دارند... از طرفی باید پیگیر اکانت بانکی و حقوق باشم و از طرفی باید به فکر پرداخت کرایه خانه و هزینه های دیگر باشم...اگر چه خیلی نباید جدی بگیری طوری که منجر به استرس شود...توکل بر خدا...

برچسب: نویسنده: پرهام احمدی تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 11:43

سنگ یا سنگها هوس بیرون آمدن کردهاند، نمیدانم انتهای ماجرای این سنگها چه می شود... امیدوارم که خودشان راهشان را پیدا کنند و تا دیر نشده زودتر بیرون بیاید...

راستی دیگر از آن لیست بلند پایه هم خبری نیست... حالا بماند...

برچسب: نویسنده: پرهام احمدی تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 11:43

سنگ ها بیرون آمدند، یکی خودش آمد و دیگری را صالحی درآورد... ایران بودم... خوش گذشت... سه روزی هست که آمده ام... دلم گرفته است شدید... امیدوارم به زودی پرانرژی به کارم ادامه دهم... توکل بر خدا...

برچسب: نویسنده: پرهام احمدی تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 11:43

صفحه بندی